مسجدشهداءبجنورد

.
مسجدشهداءبجنورد

با سلام مسجدالشهداء شهرک شاهدبا زیر بنایی بیش از 1000متر با همت والای اهالی محله ساخته شده و هم اکنون نمازگزاران در سه نوبت (صبح ،ظهر،شب)نماز را به جماعت اقامه می نمایند
آدرس :استان خراسان شمالی بجنوردخیابان امام خمینی غربی شهرک شاهد

چگونه نمازانسان را ازفحشاومنکربازمیدارد؟

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۱، ۰۳:۳۵ ب.ظ

چگونه نمازانسان را ازفحشاومنکربازمیدارد؟

و اَقِم الصّلوه انّ الصّلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر.
نماز را برپا دار، زیرا نماز انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می‌دارد و یاد خدا بسیار بزرگتر است.« عنکبوت ، 45»
بعد از بیان این دستور که درحقیقت جنبه‌ آموزش دارد، به دستور دوم می‌پردازد که شاخه اصلی پرورش است، می‌گوید:«و نماز را برپا دارید. (و اقم الصلوه).
سپس به فلسفه بزرگ نماز پرداخته می‌گوید:(زیرا نماز انسان را از زشتیها و منکرات باز می‌دارد)،(ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر).[1] (فرق میان «فحشاء» و «منکر» در جلد 11 صفحه 370 ذیل آیه 90 سوره‌ نحل آمده است که در یک عبارت کوتاه می‌توان گفت:«فحشاء» اشاره به گناهان بزرگ پنهانی، و «منکر» گناهان بزرگ آشکار است، و یا فحشاء گناهانی است که بر اثر غلبه قوای شهویه، و منکر بر اثر غلبه‌ قوه غضبیه صورت می‌گیرد.)
طبیعت نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل باز دارنده یعنی اعتقاد به مبدء و معاد می‌اندازد دارای اثر بازدارندگی از فحشاء و منکر است.
انسانی که به نماز می‌ایستد، تکبیر می‌گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر می‌شمرد، به یاد نعمتهای او می‌افتد، حمد و سپاس او می‌گوید، او را به رحمانیّت و رحیمیّت می‌ستاید، به یاد روز جزای او می‌افتد، اعتراف به بندگی او می‌‌کند، از او یاری می‌جوید صراط مستقیم از او می‌طلبد، و از راه کسانی که غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه می‌برد (مضمون سوره حمد).
بدون شکّ در قلب و روح چنین انسانی جنبشی به سوی حقّ و حرکتی به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوا پیدا می‌شود.
برای خدا (رکوع) می‌کند،ودر پیشگاه او پیشانی بر خاک می‌نهد، غرق در عظمت او می‌شود و خودخواهی‌ها و خود برتربینی‌ها را فراموش می‌کند.
شهادت به یگانگی او می‌دهد گواهی به رسالت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌دهد.
بر پیامبرش درود می‌فرستد و دست به درگاه خدای برمی‌دارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).
همه این امور موجی از معنویت در وجود او ایجاد می‌کند، موجی که سد نیرومندی در برابر گناه محسوب می‌شود.
این عمل چند بار در شبانه روز تکرار می‌گردد، هنگامی که صبح از خواب برمی‌خیزد در یاد او غرق می‌شود.
در وسط روز هنگامی که غرق زندگی مادّی شده ناگهان صدای تکبیر مؤذن را می‌شنود، برنامه خود را قطع کرده، به درگاه او می‌شتابد، و حتّی در پایان روز و آغاز شب پیش از آن که به بستر استراحت رود با او راز و نیاز می‌کند و دل را مرکز انوار او می‌سازد.
از این گذشته به هنگامی که آماده مقدّمات نماز می‌شود خود را شستشو می‌دهد پاک می‌کند، حرام و غصب را از خود دور می‌سازد و به بارگاه دوست می‌رود، همه‌ این امور تأثیر باز دارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد.
منتها هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منکر می‌کند، گاه نهی کلّی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.
ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچگونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد هر چند آلوده گناه باشد، البتّه این گونه نماز تأثیرش کم است،‌ این گونه افراد اگر همان نماز را نمی‌خواندند از این هم آلوده‌تر بودند.
روشن‌تر بگوییم: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.[2] تفسیر نمونه، ج 16 ص 284.
در تفسیر نمونه آمده: مهمترین فلسفه و آثار نماز بازدارندگی از زشتی‌ها و گناهان است.
منظور از (نهی نماز) هم نهی تشریعی است،‌یعنی صحت و کمال نماز مشروط به ترک گناهان است و هم نهی تکوینی، یعنی نماز ذاتاً اثر بازدارندگی از گناهان دارد.
فحشاء اشاره به گناهان بزرگ پنهانی است.[3] ـ 3 ـ تفسیر نمونه، ج 16، ص 284
منکر اشاره به گناهان بزرگ و آشکار است.
می‌گویند فحشاء گناهانی است که بر اثر غلبه قوای شهویه دامن‌گیر انسان می‌شود.
ولی منکر، یعنی گناهانی که بر اثر غلبه قوه غضبیّه صورت می‌گیرد.
ابن عباس گوید: نماز پاسداری است که شخص را از معصیت خدا دور می‌سازد، پس هر که را نماز از معصیت دور ننماید معلوم می‌شود که آن را با کهولت و بی‌اعتنایی انجام داده و برای ساختن خود استفاده نکرده و بیشتر از خدا دور می‌گردد.
کسی که نمازش او را از فحشاء و منکر دور نسازد پس نمازش در حقیقت نماز نیست.
از ابن مسعود و او از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت نمود. کسی که مطیع نماز نباشد نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منکر است مقصود روایت این است که نماز وقتی شخص را از معصیتها دور ندارد و نمازگزار از گناهان دوری نکند پس نماز او متصف به صفتی که خداوند فرمود: (ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر) نمی‌باشد.
ولی ممکن است اگر توبه کند و از معصیت، نفس خویش را باز دارد نمازش مفید باشد.
سیاق آیات شاهد بر این است که مراد به این بازداری، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منکر است، البته بازداریش هم به نحو اقتضاء ‌است نه علیّت تامه، که هر کس نماز خواند دیگر نتواند گناه کند.[4] المیزان، ج 16، ص 209
چطور نماز از فحشاء و منکرات نهی می‌کند؟ در جواب می‌گوییم این عمل به خصوص که انسان آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد و همه‌ عمر ادامه دهد و مخصوصاً اگر آن را همه روزه در جامعه‌ای صالح به جا بیاورد و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه به جا بیاورند و مثل او نسبت به آن اهتمام بورزند طبعاً با گناهان کبیره سازش ندارند.[5]
آری، توجه به خدا از در بندگی،‌ آن هم در چنین محیط و از چنین افراد، طبیعتاً باید انسان را از هر معصیتی کبیره و هر عملی که ذوق دینی آن را شنیع می‌داند از قبیل قتل نفس، تجاوز به جانها، مال ایتام و زنا و لواط باز بدارد بلکه نه تنها از ارتکاب آنها، بلکه حتی از تلقین آن نیز جلوگیری می‌کند. برای اینکه نماز مشتمل است بر ذکر خدا، و این ذکر، اولاً ایمان به وحدانیّت خدایتعالی و رسالت و جزاء روز قیامت را به نمازگزار تلقین می‌کند و به او می‌گوید: که خدای خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده، از او استعانت بنما و در خواست کن، که تو را به سوی صراط مستقیم هدایت نموده، از ضلالت و غضبش پناه دهد. المیزان، ج 16. ص 209
و ثانیاً او را وادار می‌کند به این که با روح و بدن خود متوجه عظمت و کبریایی خدا شده، پروردگار خود را با زبان، حمد و ثنا و تسبیح و تکبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلکان خود و بر همه‌ بندگان صالح سلام بفرستد.
علاوه بر این که او را وادار می‌کند از حدث (که نوعی آلودگی روحی است) و از خبث یعنی آلودگی بدن و جامعه خود را پاک کند و نیز از این که لباس و مکان نمازش غصبی باشد بپرهیزد و رو به سوی خانه‌ پروردگارش بایستد.[6]
پس اگر انسان مدتی کوتاه بر نماز خود پایداری کند و در انجام آن تا حدّی نیّت صادق داشته باشد،‌این ادامه در مدت کوتاه به طور مسلّم باعث می‌شود که ملکه پرهیز از فحشاء و منکر در او پیدا شود، (مثال) به طوری که اگر فرضاً آدمی شخصی را موکّل بر خود کند که دائماً ناظر بر احوالش باشد و او را آن چنان تربیت کند که این ملکه در او پیدا شود و به زیور ادب عبوّدیت آراسته گردد، قطعاً تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست و به بیش از آن مقدار که نماز به ریاضت وادارش می‌کند وادار نخواهد کرد.[7] المیزان، ج 16، ص 210

اشکال در اینجا لازم است اشکالی که به آیه شریفه شده، و جوابش را خاطر نشان سازیم .بعضی بر این آیه اشکال کرده‌اند که این آیه می‌فرماید: نماز از فحشاء و منکرات نهی می‌کند و حال آنکه ما بسیاری از نمازگزاران را می‌بینیم که از ارتکاب گناهان بزرگ پروایی ندارند، چرا نماز آنان را از فحشاء و منکرات بازشان نمی‌دارد.

اولاً تخمه پوک ، هیچ گاه سبز نمی شود و نماز بدون حضور قلب ، تخمه پوک است . نمازی سبب دوری انسان از مفاسد می شود که با حضور قلب باشد و گرنه حرکت لب و کمر چنین خاصیتی ندارد . اگر مدرسه و دانشگاه به انسان رشد علمی می دهد به این معنا نیست که هرکس به مدرسه و دانشگاه رفت به آن رشد می رسد بلکه به این معناست که مدرسه

و دانشگاه بستر رشد است به شرط آنکه با جدیت درس بخوانید و آنچه را می خوانید بفهمید . نماز نیز اگر با اصول و شرایطی که دارد اقامه گردد ، مانع فحشا و منکر می شود .

ثانیاً نمازگزاری که گاهی خلاف می کند ، اگر اهل نماز نبود خلافش بیشتر بود زیرا همین نمازگزار برای صحیح بودن نمازش مجبور است بدن و لباسش پاک باشد ، لباس و مکانش از مال مردم نباشد و همین مقدار مراعات احکام و مسائل ، سبب دور شدن او از برخی گناهان و منکرات می شود همانگونه که پوشیدن لباس سفید ، انسان را از نشستن روی زمین آلوده باز می دارد

دلایل عدم حضورقلب درنماز

تندخوانی و شتاب زدگی

از موجبات حواس پرتی، تند خوانی و تعجیل در اتمام نماز است، که علت سریع خوانی هم، عدم اهتمام به نماز است. چرا که چنین افرادی، نماز را فقط برای رفع تکلیف می خوانند، لذا با کراهت و بی میلی عبادت را انجام می دهند و در نتیجه احساس خستگی می کنند.
انگیزه تند خوانی، حاضر شدن نزد محبوب کذایی است و از این که چند لحظه ای در نزد کسی که قلبش متوجه او نیست ایستاده، رنج می برد و می خواهد هر چه سریعتر به طرف کسی یا کاری که دوست دارد پرواز کند.
اگر کسی قلبش متوجه خدا باشد و از این حضور راضی باشد، لزومی برای تندخوانی و فرار از نماز نمی بیند، چون در محضر کسی است که باید باشد، لذا تمام حواسش را متمرکز به محبوب واقعی می نماید

گناه:همان طور که نماز، عامل بازدارنده از گناه است، فحشا و منکرات نیز مانع حضور قلب در نماز است. نماز و گناه رابطه متقابل و متضاد دارند. کسی که اهل فحشا و منکر است، توفیق تحصیل حضور قلب در نماز را ندارد، چرا که گناه اثر منفی خود را در نماز می گذارد و از طرفی نماز به میزان حضور قلب در آن، بازدارنده از معصیت و بزهکاری می باشد و این که خداوند در قرآن کریم فرموده است:
«اِنّ الصّلوة تَنهی عنِ الفحشاء و المنکَرِ؛ نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد» مسلماً نماز با حضور قلب رااراده کرده است، چرا که حضور قلب یعنی حاضر شدن قلب در محضر خدا که مبدأ پاکیهاست و قلب آدم فاسق، فاجر و گناهکار نزد معاصی است نه خدا؛ ممکن نیست دل آدمی هم در معاصی غرق باشد و هم در معنویّات.
با دقت معلوم می شود کسی که غرق در شهوات و معاصی است، حقّ معنویّات و نماز را ضایع می کند و به همین جهت است که خداوند می فرماید:
«فَخَلفَ من بعدهِم خلفٌ اضاعُوا الصّلوة و اتّبَعوا الشّهَواتِ فسَوفَ یَلقَونَ غَیّاً؛[1] پس جانشینان این جمعیت پاک و خدا پرست، قومی شدند که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی کردند و به دنبال آن به گمراهی افتادند». مریم (19) آیه 59.
نتیجه آن که با خدا بودن، منافات با اسارت در شهوات و گناه و آلودگی دارد. مسلماً روح و قلبی که به گناه عادت کرده و انس گرفته نمی تواند قبله خدا و محل توجّه او باشد

درمان

الف. با علل فساد و گناه مبارزه کنیم ریشه گناه عبارت است از جهل، هوای نفسانی (منفعت) و ترس. اگر می خواهیم گناه از صفحه زندگی ما پاک شود، باید در مرحله اول، گناه را بشناسیم و بدانیم که چه چیزهایی گناه و موجب فساد و آلودگی روح آدمی و اجتماع بشری است و در مرحله دوم به نقش مخرّب گناهان در زندگی خود و بشر توجه کنیم و آثار منفی آنها را با دقّت درک کنیم.


ب. از القائات، جهت ترک گناه کمک گیریم برای این منظور باید به قلب خود تفهیم کنیم، اگر نماز خوان هستیم پس کلاه برداری برای چه؟ اگر نماز می خوانیم، پس چرا زنا، چشم چرانی، شراب و همراهی با دوست بد...؟ و با توجه به جنبه منفی گناه، از گذشته خود توبه کنیم و با القائات مثبت، امید به خوب شدن و عوض شدن و ... را در خود زنده کنیم.


ج. از خود نماز در ترک گناهان کمک بگیریم به هیچ وجه نماز را ترک نکنیم، بلکه همواره عزم و همّت خود را متوجّه ترک گناه کنیم و در هنگام نماز به خلوص و حضور قلب بیشتر توجّه کنیم و از آن جا که گناه و نماز رابطه متقابل دارند، به موازات ترک گناه به کسب حضور قلب و خالی کردن قلب از اغیار بپردازیم و این مطلب که «نماز با توجّه، با گناه منافات دارد» را به قلب تفهیم کنیم و با خود تکرار کنیم که قلب پر گناه آشیانه حق تعالی قرار نمی گیرد.

چشم چرانی

چشم چران کسی است که کنترل چشم خود را ندارد و به هر طرفی خیره می شود و چه بسا نگهداری چشم از اختیار او خارج شده و به صورت عادت در آمده است که ترک آن مشکل به نظر می آید.
چشم چرانی قبل از این که برای دیگران مزاحمت و ناراحتی ایجاد کند، برای خود شخص مضرّ است و موجب آشفتگی، اضطراب، عدم اعتماد به نفس، بی حالی و رخوت نسبت به معنویات، مخصوصاً نماز می گردد. خداوند سبحان زن و مرد را از چشم چرانی نهی نموده است. آن جا که فرموده است:
«قُل للمؤمنینَ یَغُضّوا مِن ابصارِهِم... و قُل لِلمُؤمِناتِ یَغضُضنَ مِن اَبصارِهنَّ...؛[2] به مردان بگو دیدگان خود را فرو خوابانند و.. . به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش را فرو خوابانند». نور (24)، آیه 30 و 31.
کسی که معتاد به چشم چرانی شد، فکر و خیال و قلبش مشغول دیده می شود و روحش آشفته و ذهنش مشوّش می‌گردد و هنگام عبادت، قوه خیالش با این آشفتگی به پرواز در می آید و به شاخه‌ هایی پرواز می کند که با چشم خود مشاهده کرده است.

درمان

الف. کنترل چشم در همه حال اگر در بیرون از نماز چشم آزاد بود، محال است هنگام نماز متمرکز به خدا شود، اگر در بیرون نماز چشم فرّار بود، در هنگام نماز هم آزاد است؛ یعنی هر چه چشم ضبط کرده و ذخیره کرده، هنگام نماز مزاحم می شود. پس حفظ و کنترل حواس در نماز منوط به حفظ و کنترل چشم در بیرون از نماز است. چگونه ممکن است کسی که عادت به نگاه پراکنی کرده، بتواند هنگام عبادت به طرف محبوب واقعی پرواز کند؟ قلبی که آشفته محبوب پنداری است، چگونه معشوق واقعی را می بیند؟
تـو درون نـماز و دل بیرون گـشتها می کنی به جـهانی!
این چنین حالتی پریشان را شرم نآید نماز می خوانی؟!

عوامل بیرونی

در شکل گیری نظام شخصیتی و روحی آدمیان، علاوه بر عوامل درونی و فردی، عوامل بیرونی نیز مؤثر است و این واقعیتی است که دین واقع گرای اسلام به آن توجه کرده است، چرا که روح انسانها دایماً دستخوش تأثیر پذیری از عوامل بیرونی است.
از عوامل بیرونی، دوست فاسد، مجلس گناه و محیط فاسد را می توان بر شمرد.

الف. دوست فاسد

همنشینی و مصاحبت با دوست فاسق، اثرات منفی در آدمی می گذارد، چرا که شخصیت انسان بستگی به شخصیت دوست و همنشین او دارد و این واقعیتی غیر قابل انکار است که امام صادق ـ علیه السلام ـ به آن اشاره کرد است:
«المرءُ عَلی دینِ خلیلهِ؛[3] دین آدمی بستگی به نوع دین دوست او دارد». اصول کافی، ج 2، ص 375
تو اوّل بگو با کیان دوستی پس آن بگویم که تو کیستی
همنشینی با کسی که تارک نماز است، موجب ترک نماز یا سهل انگاری در آن می شود و همان طور که دوست بد، اثر منفی در انسان می گذارد، انتخاب دوست خوب، نقش سازنده در آدمی دارد. همنشینی با کسانی که اهل حضور قلب هستند، زمینه را برای تحصیل حضور قلب آماده می کند.

ب. مجلس و محیط فاسد

مجلس گناه و محیط فاسد خانواده، اجتماع و... جوّ روحی انسان را فاسد می کند و جوّ روحی فاسد، زمینه لازم را برای رشد معنویات از بین می برد. به میزان تأثیر پذیری از مجلس گناه و محیط فاسد، معنویات ضعیف می شود.
به همین جهت است که امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«لا ینبَغی لِلمُؤمنِ اَن یجلسَ مجلساً یُعصی الله فیه و لا یقدرُ عَلی تَغییِره؛[4] شایسته نیست، مؤمن، در مجلسی که معصیت خدا در آن می شود و قادر بر تغییر آن نیست، بنشیند». مجالست با گناهکاران، روان آدمی را بیمار نموده و اسارت نفسانی را شدّت می بخشد و ذهن را آشفته می کند. اصول کافی، ج 2، ص 374
چگونه ممکن است کسی در فلان مجلس فساد، پای فیلم مخرّب ویدئو و ماهواره بنشیند و بعد در محضر خدا حاضر گردد؟ چگونه ممکن است چشمها به تماشای تصاویر مبتذل و فیملهایی که رقص فلان رقاص را نشان می دهد، بپردازند و خاطره آنها در نماز مزاحمت ایجاد نکند؟ چگونه خدا در قلبی که غیر خدا حکومت می کند، جا دارد؟

موانع مقدماتی

نمازگزار برای این که بتواند با سکون و طمأنینه در محضر خدا حاضر شود، بایستی تمام موانع را از سر راه بردارد، از جمله موانعی که باید برداشته شود، پرخوری، کثرت خواب، جلوگیری از بول، کسالت و خستگی، است.

الف. پرخوری

پرخوری علاوه بر مضرات جسمی و فیزیولوژیکی دارای مضرّات روحی و روانی نیز هست که از جمله ناراحتیهای روحی آن، مانع بودن از قلب در نماز است.
پرخوری بیش از حد، موجب بی‌ حالی و کسالت در عبادت و کسالت و بی حالی موجب حواسپرتی در نماز می گردد.
و در روایتی از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ داریم که: . نهج الفصاحه، ص 573.
«من تعوّدَ کثرةَ الطّعام و الشّرابِ قسی قلبهُ؛[5] هر کس زیادی خوردن و آشامیدن عادت او شود قلبش سیاه می شود».

ب. پرخوابی

پرخوابی هم یک نوع مریضی است که مبتلا به آن نه تنها توفیق تحصیل حضور قلب پیدا نمی کند، بلکه تارک نماز هم می شود.
پرخوابی و اعتیاد به آن، جسم را بی حال می کند و موجب ضعیف شدن اراده می گردد و اعتماد به نفس از آدمی سلب می شود که در نتیجه آدمی در مقابل معنویات عکس العمل منفی نشان می دهد، چنین شخصی در نماز با حالت خواب آلود روبه رو می شود و هنگام بیدار شدن از خواب، به سختی بر می خیزد و به علت اسارت خواب، با بی حالی وضو می گیرد و طوری صورت را می شوید که خواب از سرش نپرد و در هنگام نماز در فکر خواب است و با اتمام نماز دستِ و پا شکسته، به طرف رختخواب پرواز می کند، چرا که محبوبش خواب است و نماز مزاحم بود.
در این مورد روایتی از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ آمد:
«یا بَنی اسرائیل لا تکثُروا الاَکلَ فانّهُ مَن اکثرَ الاکلَ اکثرَ النَومَ و مَن اکثرَ النومَ اقلّ الصّلاة و من اقلَّ الصّلاة کُتبَ منَ الغافلین؛[6] ای بنی اسرائیل در خوردن زیاده روی نکنید که همانا محصول زیاد خوردن بسیار خوابیدن است و هر کس بسیار بخوابد نماز و عبادتش کم خواهد بود و آن گاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد». تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ص 38.

نتیجه گیری:

هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منکر می‌کند گاه نهی کلی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.[8] تفسیر نمونه، ج 16، ص 285
ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد ،هر چند نمازش صوری باشد، هر چند آلوده به گناه باشد، البته این گونه نماز تأثیرش کم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمی‌خواندند از این هم آلوده‌تر بودند.[9] تفسیر نمونه، ج 16، ص 285
روشن‌تر بگوییم: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.[10] . تفسیر نمونه، ج 16، ص 285
آنچه از سیاق آیه بر‌می‌آید این است که اگر دستور داده‌اند به این که مردم نماز بخوانند برای این بوده که نماز آنان را از فسق و فجور باز می‌دارد و این تعلیل می‌فهماند که نماز عملی است عبودی، که به جا آوردنشان صفتی در روح آدمی پدید می‌آورد، که‌ آن صفت به اصطلاح معروف پلیسی است غیبی، و صاحبش را از فحشاء و منکرات باز می‌دارد و در نتیجه جان و دلش از زشتی گناهان و آلودگی‌هایی که از اعمال زشت پیدا می‌شود پاک می‌ماند.[11] المیزان، ج 16، ص 212

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۱۴
شهید گمنام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی