مسجدشهداءبجنورد

.
مسجدشهداءبجنورد

با سلام مسجدالشهداء شهرک شاهدبا زیر بنایی بیش از 1000متر با همت والای اهالی محله ساخته شده و هم اکنون نمازگزاران در سه نوبت (صبح ،ظهر،شب)نماز را به جماعت اقامه می نمایند
آدرس :استان خراسان شمالی بجنوردخیابان امام خمینی غربی شهرک شاهد

خدا برای آدمای بد ،میخواد!!

پنجشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۳، ۰۹:۱۳ ب.ظ

امروز میخوام یه مطلبی براتون بگم که شاید خیلی شنیده باشید و خیلی به ذهنتون رسیده باشه؛اونم اینه که بعضی وقتا فکر میکنیم یا میشنویم که «ما هرچی راه راست رو میریم و خوبی میکنیم و انواع و اقسام کارهای پسندیده و خدایی رو انجام میدیم،انگار که خدا زیاد با ما نیست و به ما توجهی نمیکنه اما فلانی که این همه خلاف میکنه، خدا براش میخواد».

اما خود خدا توی قرآن جواب این مطلب رو میده.توی آیه ی 44 سوره انعام میگه:« فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ»

یعنی:«وقتی آنچه را که به آن متذکر شده بودند را فراموش کردند،دربهای همه چیز(انواع نعمتها) را به روی آنها گشودیم تا هنگامیکه به آنچه به آنها داده شده،شاد شدند.(آنگاه)ناگهانی آنها را(به باد عذاب)گرفتیم در این هنگام(همگی) ناامید شدند.»

این آیه به خوبی پاسخ اون سوال رو میده و میگه اگه به یه عده از گناهکاران،نعمت های زیادی داده شد،فکر نکنید که بخاطر اینه که خدا اونها رو بیشتر از مومنان واقعی،دوست داره،نه! بلکه چون اونها راه حق رو به فراموشی سپردن،خدا هم برای مجازات اونها،نعمت های خودش رو به اونها عرضه میکنه تا بیشتر در دنیا غرق بشن(البته اختیار رو از اونها نگرفته و درب توبه بازه) و وقتی توی نعمت های دنیایی و مادی غرق شدن و خدا رو فراموش کردن،خدا هم اونها رو بصورت ناگهانی مجازات میکنه.


یه داستان عبرت آموز واقعی براتون بگم  و اونم اینکه یکی از دوستانم که خونشون اتفاقا توی اطراف محله ی ماست،یه داداش داشت که از خودش کوچکتر بود ولی خیلی خوشگل بود. سنشم الان شاید حدود 20 سال باشه.واقعا خیلی خیلی خوشگله اما یه عیب اساسی داشت.


برادر بزرگتر(که دوست منه-البته من رابطه ای باهاش ندارم ولی به ندرت که هم رو میبینیم ممکنه با هم سلام و علیک کنیم) یه تعداد دوست و رفیق داشت که اون دوستهاش آدمهای خوبی نبودند

اونها،تیپهای آنچنانی(به قول بعضیها،دختر کُش) میزدند و به دختربازی و فساد و تباهی روی می آوردن.

بالاخره برادر کوچیکتر رو هم با خودشون همراه کردن.

برادری که در زیبایی و جمال ،آدم رو مبهوت خودش میکرد. برادر هم با بدان بنشست و ...

بعد از مدتها همین اواخر،توی پیاده روی یکی از خیابونها برادر کوچیکتر رو دیدم که دو تا عصا زیر بغلش و پای راستش از قسمت بالای ران به پایین نیستش.

آره! پاش از بالای ران قطع شده بود و من رو این صحنه میخ کوب کرد.

الان که دارم این ماجرا رو براتون مینویسم  حدودا 2 روز از دیدن اون پسر توی خیابون میگذره ولی خدا میدونه که از اون روز تاحالا همش توی فکر این حادثه ی ناگوارم.

ولی علتش هرچی که هست من اونو به حساب گناه های خود این پسر و کارهای خلافش میذارم.

تازه برادر بزرگتر هم سالم در نرفته و الان معتاد شده.

ولی این خیلی دردناکه که برادر کوچیکتر که پاش رو از دست داده، متاهل هم هست.

نمیدونم چی بگم.

خدا یهع وقت به اونها انواع نعمت ها رو داد با اینکه گناه میکردند و نافرمانی خدا ولی خدا بازم به اونها نعمت می داد و صبر میکرد.

این نعمتها به این خاطر نبود که خدا داره اونها رو تایید میکنه بلکه به خاطر این بود که اونها رو مجازات کنه و کرد.

اما هنوز هم دیر نشده و راه توبه و بازگشت بازه.



چون هنوز داغ این ماجرا (قطع شدن پای اون پسر) توی دلم سنگینی میکنه، نمیتونم ادامه بدم.

فعلا خدا حافظ.

البته فکر میکنم مفهوم و منظوری رو که باید میگفتم و میرسوند رو رسوندم.


والسلام علی من اتبع الهدی

نتیجه اینکه وفور نعمت همیشه از باب رحمت نیست بلکه بعضی وقتا از باب نقمت و عذابه!

 

منبع : ندای حجاب

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۹/۲۷
شهید گمنام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی